خرید بک لینک

سلام،ففقط همین،خسته و داغون.نشده بیام ازخوبیابگم چون خوبیاوخوشیا زودگذرن ولی سختیا طولانی

ازبرج۷ که عارفه ساداتوکاردرمانی میبردم نسبت ب قبلش ک باسختی عین پیرزنابلندمیشدوازپله بالانمیرفت خیلی بهترشد ولی ۲هفته شده که کاردرمان متوجه شده از لگن ب پایین حس ضعیفه یعنی اگ نگاه نکنه ک طبق غریضه رفتارنشه قلقلک یا نشگون حس نمیشه

22بهمن۱۴۰۴چهارسال و دوماهگی

وبازم طبق هرسال زمستونمون راهی دکترمیشیم.بابا مصطفی طبق معمول برای دکتررفتن مقاومت میکنه وراه چاره ای جزرفتن نداره

بارفتن پیش دکترمغزواعصاب نصیری ۲تاچیزمتوجه شدیم،یابیماری ارثی و ژنتیکیه یا مشکلی داره وباید نوارعصب و عضله بده

ن باازمایش دادن۳نفرمون ک بففهمیم از ژنتیکه بابا راضی شد ن بب نوارعصب دادن دخترمون ماراضی شدیم ک سوزن سوززنش کنن و ادامه دکتررفتن ب همینجا وباجمله ی انقدبچه رو دکتردکترنکن مگه خوشت میادبهت بگن بچه ات (هزارسال عمردخترم) .....

باخودم فکراموکردم

اگه قراره اسپرم مصطفی انقدضعیف باشه یا مشکل با دوتامون باشه پس همون بهتر۱بچه فقط داشته باشیم

دنیاانقدگرون شده که مردم عادی وبی مشکل ۱بچه بیشترنمیارن چ برسه ما ک گفتاردرمانی و کاردرمانی و...

یادمه مصطفی میگفت کوچیک ک بوده پادردشدیدمیگرفته جوری ک دکترمیرفته وتوفامیلاشونم مشکل ژنتیکی داشته

دخترم عارفه سادات منه مادر ازقبل ازینکه ازدواج کنم انقدر ک عاشق بچه بودم گفتم۳بچه میارم تاجایی که حتی دلم بعدازتوبچه های دوقلو میخواست ولی الان متوجه شدم بچه اوردن فقط ب پس دادن نیست،بزرگ کردن و درست تربیت کردن خیلی مهم تر ازاینه دراینده بگم بچه ام تک بچه موند خواهربرادرنداره.دنیاانقدداغون میشه ک درسته شایدخواهربرادرنداشته باشی ولی اونایی هم ک دارن خیری ندیدن مگردرموارد محدود وگرنه من هنوزم از خدا میخام دخترم دراین کشور تنهانمونه

نمیدونم تاچ مدت بااین ترس باید دست و پنجه نرم کنم ولی میدونم توانقددخترقویی هستی ک حتی دکترکودکی هایت دکتردهدشتیان میگ خدابراتون این فرشته ای ک حتی بلع نداشته رونگه داشته و من هنوز معتقدم خداحافظ توخواهدبود درهرلحظه و هرجا

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:44

صفحه بندی