پایان۴سالگی
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 16:44
خاتمه۴سالگی روزگارازاون چیزی که فکرمیکردم سختترشده.گفتاردرمانی و کاردرمانی هنوز ادامه داره وفقط برای اینکه مادر دیگه توان نداره توخونه باهاش کارکنه وپدرهم اصلا خونه نیست مجبوریم پول بدیم تا بیرون باهاش کاربشه.رفتاراطرافیان خیلی اذیتم میکنه و کار از صبور بودن گذشته.خیلی داغونم،خیلی افسرده ام.نیاز به ...
22بهمن۱۴۰۴چهارسال و دوماهگی
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 16:44
سلام،ففقط همین،خسته و داغون.نشده بیام ازخوبیابگم چون خوبیاوخوشیا زودگذرن ولی سختیا طولانیازبرج۷ که عارفه ساداتوکاردرمانی میبردم نسبت ب قبلش ک باسختی عین پیرزنابلندمیشدوازپله بالانمیرفت خیلی بهترشد ولی ۲هفته شده که کاردرمان متوجه شده از لگن ب پایین حس ضعیفه یعنی اگ نگاه نکنه ک طبق غریضه رفتارنشه قلقل...
زمستانه۱۴۰۱یکسال وسه ماهگیت
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/4 | ساعت: 15:38
دخترعزیزم عارفه ساداتم سلامتنهاچیزی که تواین ساعت میتونست منو آروم کنه نوشتن از روزگاره برای توامروز ۱۶بهمن ۱۴۰۱درکنارت درازکشیدمه و تالحظاتی پیش بدنباله رمزعبور برای دفترچه ی وبلاگت بودمروزگارانقدرسخته که کم کم توانم برای تحمل بعضی سختی ها کم شدهتوالان ۱سال و ۳ماهته۱۰ماهگیت به زیارت امام رضا برای ا...
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/3 | ساعت: 15:44
دخترعزیزم عارفه ساداته مهربونی هاسلامامروز۷مرداده و۳روزدیگ ۸ماهت تموم نیشهالحمدلله۱هفته اس دیگ نیاز ب پوار نداری و پودررفلاکس که بهت میدیم دیگه سینه ات خس خس نمیکنه.هنوزم تمایلی ب خوردن شیربا شیشه نداری و انگارطعم شیراروکلا دوستنداریمن با سرلاک بهت شیرمیدم و سوپ و چیزایه دیگ رو کم کم میخام شروع کنما...
الحمدلله
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/19 | ساعت: 10:43
سلامامروز۲۶اردیبهشت ۱۴۰۱هفته پیش ب مدت۱۰روز با عزیزجون و اقاجون تهران بودیم و بیمارستان طبی کودکان رفتیم تا عارفه رو معاینه کننالحمدلله باآزمایشات فراوون گفتن دخترمون چیزیش نیست و گفتاردرمان گفت بایدباهاش کاربشه وکاردرمانی هم ببرید.ازوقتی اومدیم خونه عارفه گلی اصلا تمایلی ب شلنگ نداشت و همش گریه میک...
۳۱اردیبهشت ۱۴۰۱
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/19 | ساعت: 10:43
روزگارنارحم تراز چیزی بود که فکرشو میکرد۳روز تحمل۳روز کم شیریو روزسوم دیگرهیچدخترعزیزم بدون شلنگ روز سوم هیچ شیرنخورد و ازصبح تاعصر گریه سرداد و مامجبورشدیم دوباره بریم دکتر و بامشورت پزشک براش شلنگ بذاریم
۴ماهگی
◷
تاریخ انتشار: 1401/2/10 | ساعت: 4:05
روزگارازاون چیزی که فکر میکنیم نامردترشدهامروز۱۹فروردینه۶هفته ی طلاییه دخترم تموم شدومنوبابا مصطفی و عزیزجون و آقاجون رفتیم اهواز اهواز،کترگفت حالا بهش شیربدیم ببینیم میخوره یانههمه چشم انتظاروقلب هامون پرصداتپش میکردن و منتظرکلمه ای ازطرف دکتربودیمتا دکترگفت الحمدلله انگاررفلاکسش برگشته ولی شیشه شی...
گاهی بایدازبدی نوشت تا سبک شد
◷
تاریخ انتشار: 1401/2/10 | ساعت: 4:05
روزگارازچیزی که فک میکنیم سخت تر ونامردترهتاحالا تو زندگی خیلی سختی کشیدم ولی اینایی که میگم سخت ترینن داخل ۱هفته برامشبی که رفتیم پایین و اشکمو بابت مریضی دخترم دراوردن و کاری کردن مصطفی رو بجونم انداختن و باهام دعواکرد و کاربه جایی رسیدکه خودزنی کردمو هیچوقت نمیبخشم که تا پای غش رفتم و فقط بایه بب...
تولد۲۲سالگی
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/13 | ساعت: 6:06
بزرگ شدن مسعولیت هایه بیشتری داره ولی شیرینه تولدهمه ی مهرماهیا پیشاپیش مبارک
حالم انقدر بده ک خودمم واسه خودم نگرانم
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 7:22
حالموهیچ کی جز خدا نميفهمه.خدایا مواظبش باشه.دو